مرتضى مطهري

25

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

حافظ و مفهوم عشق حافظ هر آن كه عشق نورزيد و وصل خواست احرام طوف كعبه دل بىوضو ببست در آرزوى آنكه رسد دل به راحتى جان در درون سينه غم عشق او نهاد سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ كه نه خاطر تماشا نه هواى باغ دارد آتش آن نيست كه بر شعله آن خندد شمع آتش آن است كه بر خرمن پروانه زدند ساقيا جام دمادم ده كه در طى طريق هر كه عاشق وش نيامد در نفاق افتاده بود من همان دم كه وضو ساختم از چشمه عشق چارتكبير زدم يكسره بر هرچه كه هست بحرى است بحر عشق كه هيچش كناره نيست آنجا جز آنكه جان بسپارند چاره نيست نشان مرد خدا عاشقى است خود بنگر كه در مشايخ شهر اين نشان نمىبينم به عزم مرحله عشق پيش نه قدمى كه سودها برى ار اين سفر توانى كرد